X
تبلیغات
رایتل


من و تو

!ما ماهی های اوزون برون. محکوم به ماهی تابه ی واقعیتیم

از غم دوری تو و ز دلواپسی رفتن تو می لرزم

دشت خاکی دل از سبز تهی است

دلم از شادی لرزان است

همه جا از سفرت ویران است

دل من صد افسوس صبح کافوری را هیچ باور نکند

ای طلوع طپش فاصله ها من ز دلتنگی حجم هجرت...

من از آشفتگی وحدت جمع و ز تنگی قفس می ترسم .

سفرت وسعت زجر آور نزع ...

مرو ای ساقی عشق  ...

مرو ای منشا الهام غزل ...

هجرتت رشته جان می گسلد

من نمی دانم آه

به تن مرمر عشق

زخم این فاجعه فاصله را می بینی؟

گیسویت هجر طویل

دیدگانت شب شعر

دو لبت دفتر شعر حافظ

آه ای قهر آلود ...

دلم از تلخی ایام شکست

کمرم از غم تفریق دو تاست .

آه تو نمی دانی

معنی لحظه جان کندن چیست؟؟

بعد تو فاصله ها بین من و شادی است

ای بهار سفری این ترنجستان هم بی تو رنجستان است

تو نمی دانی

من عزادارترین مرثیه خوانی هستم که به خوش باوریم می گریم

بودنم در گرو ماندن توست دل من از سفرت می میرد

تو مرو ..... تو مرو.....

صدف بسته دل را مشکن

دست لرزان مرا در این وادی تو بگیر !!!

         

سلام به همه ی دوستان این شعر و عکس ها را تقدیم میکنم به دوست خوبم بهنام که در این روزها دلتنگ است.همچنین من.موفق پیروز باشین
نوشته شده در یکشنبه 7 خرداد 1385ساعت 10:10 ب.ظ توسط سپهر| 8 نظر|

Design By : Mihantheme