X
تبلیغات
رایتل


من و تو

!ما ماهی های اوزون برون. محکوم به ماهی تابه ی واقعیتیم

 

برای آخرین بار میگویم که دوستت دارم

 

دوستت دارم ، بی آنکه مرا دوست داشته باشی ...


دوستت دارم حتی اگر از چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که  دلم
شکسته است...

دوستت دارم حتی اگر دلت سنگ باشد ، حتی اگر هیچ احساسی بر من نداشته
باشی با اینکه میدانم  در دلت یک دنیا محبت است و احساست مثل آب پاک و زلال
است...

عزیزم باور کن به تو نیاز دارم ، منی که قلبی ویرانه دارم ودلی سوخته ، منی که
ساحل دریای دلم طوفانی است و امواج غم و غصه در دلم زیر و رو می شود نیاز به تو
دارم که قلبم را با محبت و عشقت صفا دهی ، دل سوخته ام را با عشقت جان بدهی
و ساحل دریای دلم را آرامتر از همیشه کنی...

عزیزم مرا باور داشته باش ، حتی برای یک لحظه هم که شده قلب مرا با تمام
وجودت حس کن ... بیا تا تنهایی دوباره به ویرانه دلم نیامده است !

 تا تنهایی قاب  خالی و بدون عکسش را در طاقچه قلبم نگذاشته است،  تو بیا و قاب
زیبای عکست را در آنجا بگذار!

بیا در قلبم با صدای مهربانت بگو درد دلت را به من و با فریاد اسم مرا صدا کن و بگو
مرا دوست میداری تا سکوت تلخی  که مدتهاست اعماق  قلبم را فرا گرفته است و
قلبم را غم زده کرده است شکسته شود!

قلبم را پر از محبت و عشق و صفای خودت کن ! بگذار آن خونی که در رگهای خشک
من جاری می شود خون تو باشد و بگذار آن وجود من وجود تو نیز باشد!

عزیزم اینک که مینویسم دوستت دارم چشمانم خیس است ، به خدا خیس است ،
پس چشمهای خیس مرا باور کن و  تو نیز به من بگو مرا دوست میداری.

با آهنگ دلنشین عشق و با یاد تو و با عشق به قلب تو با چشمانی خیس و قلبی پر از
امید اگر نخندی و اگر بیخیال این دل عاشق من نباشی می نویسم  که دوستت دارم...

اینبار نه از حفظ میگویم و نه تکرار میکنم ، اینبار برای آخرین بار میگویم این کلمه
را !!!! چونکه دوست داشتن به عمل است نه به گفتن! پس برای آخرین بار  میگویم
که مرا بفهمی  و قلب شکسته و عاشق  مرا باور داشته باشی ::::::::

نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت 1385ساعت 10:40 ب.ظ توسط سپهر| 2 نظر|

Design By : Mihantheme