X
تبلیغات
رایتل


من و تو

!ما ماهی های اوزون برون. محکوم به ماهی تابه ی واقعیتیم

سلام به همه دوستان من باز اومدم صبر تموم شود دلم تنگ شده بود واسه نوشتن.این شعر هم من تقدیم می کنم به نیلوفر جانم...

 

ای آنکه در همیشه ی چشمم شناوری

 

در من رسوخ کردی و دیوانه ات شدم

 

انگار؛در مقایسه با عشق؛برتری

 

چیزی ندارم از خودم اما،به نام توست

 

شعری اگر چکیده شبی روی دفتری

 

مثل غزل؛دوباره سراغ من آمدی

 

من را به سمت آبی یک عشق می بری

 

یک شب برای خاطرم ای مهربان بکش

 

طرحی قشنگ،از قفس بی کبوتری

 

من زیر چتر پلک تو آرام می شوم

 

تا در بسیط حوصله ام سایه گستری

 

از من دریغ،آه؛به سمتم نگاه کن

 

ای یادگار نسل هزاران گل و پری

 

بی تو فسیل می شود این روزها کسی

 

بی تو فسیل..،بی کمک عشق؛پیکری..

 

بر شانه ام؛ تو که سر می گذاشتی

 

روییده است گلی بی خار مثل تو....

نوشته شده در دوشنبه 17 مهر 1385ساعت 05:14 ب.ظ توسط سپهر| 17 نظر|

Design By : Mihantheme