X
تبلیغات
رایتل


من و تو

!ما ماهی های اوزون برون. محکوم به ماهی تابه ی واقعیتیم

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه ی سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن

تمام هستیم خراب می شود

شراره ی مرا به کام می کشد

مرا به اوج می برد

مرا به دام می کشد

نگاه کن

تمام آسمان من

 پر از شهاب می شود

تو آمدی ز دورها دورها

ز سرزمین عطرها نورها

نشانده ای مرا کنون به زورقی

ز عاجها ز ابرها بلورها

مرا ببر اید دل نواز من

ببر به شهر شعرها و شورها

به راه پر ستاره می کشانیم

فراتر از ستاره می نشانیم

نگاه کن من از ستاره سوختم

لبا لب از ستاره تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما

به این کبود غرفه های آسمان

کنون به گوش من دوباره می رسد

صدای تو

صدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن که من کجا رسیده ام

به کهکشان  به بیکران به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوجها

مرا بشوی با شراب موجها

مرا بپیچ در حریر بوسه ات

مرا بخواه در شبان دیر پا

 مرا دگر رها مکن

مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما

چگونه قطره قطره آب می شود

صراحی سیاه دیدگان من

به لای لای گرم تو

لبا لب از شراب خواب می شود

به روی گاهواره های شعر من

نگاه کن

تو میدمی و آفتاب می شود.

فروغ فرخزاد

نوشته شده در یکشنبه 26 شهریور 1385ساعت 03:13 ب.ظ توسط سپهر| 10 نظر|

Design By : Mihantheme