من و تو

!ما ماهی های اوزون برون. محکوم به ماهی تابه ی واقعیتیم

عزیزم یادت میاد سه شنبه ها

پا به پای هم می رفتیم تا کجا

کوچه های خلوت یادت میاد

اون همه صداقت یادت میاد

عززیم یادت میاد که گریه هات

چه جوری آتیش به جون من میزد

نمی شد بهت بگم دوست دارم

تا می خواستم زبون بند می اومد

کوچه های خلوت قدم زدن

توی هفته های تلخ بی صدا

هالا روزا همشون سه شنبه اند

لعنت خدا به این سه شنبه ها

توی هفته های بی نام نشون

روز دیوانه گی ها سه شنبه بود

با خودم می گفتم ای کاش همه روزای خدا سه شنبه بود

محسن چاوشی

نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور 1385ساعت 11:52 ب.ظ توسط سپهر| 5 نظر|

Design By : Mihantheme